محمد بن حسين البيهقي

828

تاريخ بيهقى ( فارسي )

توجه نداشت و هركس پى حفظ جان خود رفت ( 15 ) - دم قوم ما : مقصود لشكر ماست يعنى لشكر سلطانى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - بدانستيمى : مىدانستيم ص 709 ( 1 ) - بدين رايگانى : به اين آسانى و مفتى ، متمم قيدى ( 2 ) - ساختگى : مجهز بودن و آمادگى و ساز و اسباب ( 3 ) - نسخت : نسخه و مكتوب و نوشته ( 4 ) - تا : از آنگاه كه ، حرف ربط براى ابتداى غايت - معنى دو جمله : از آنگاه كه جهان آفريده شد حال بدين گونه بوده است ( 5 ) - عارض : لشكر نويس يا رئيس ديوان عرض ( 6 ) - نرم‌تر : ملايم‌تر ، مقابل درشت‌تر ، فردوسى فرمايد : اگر نرم گويد زبان كسى * درشتى به گوشش نيايد بسى ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 7 ) - منجنيق : دستگاه پرتاب سنگ و آتش بسوى دشمن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 237 شمارهء ( 8 ) ( 8 ) - آبگينه خانه : آينه خانه و خانهء ساخته از شيشه ( 9 ) - صفرا : مخفف صفراء مؤنث اصفر يكى از اخلاط چهارگانه بدن به اعتقاد پزشكان قديم كه به فارسى به آن تلخه گويند مجازا بمعنى خشم ( 10 ) - معنى جمله : از عهدهء خشم خود برنيامدم و خشمگين شدم ( 11 ) - تو گفتى : يعنى و اين خداوند از من نشنود آن را كه تو گفتى ( اشاره به پيغام سابق ) ( 12 ) - بدين صعبى : به اين دشوارى و سختى ( 13 ) - نكرده بودم خوى : عادت نكرده بودم ، تقديم فعل براى تأكيد بر آن است ( 14 ) - سلطان : پادشاه ، عطف بيان يا بدل « خداوند » ( 15 ) - جرح : بر وزن قفل بمعنى زخم است و در اينجا مراد زخم دل است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - معنى دو جمله : براى رعايت خاطر پادشاه كه دلش زخم بر زخم نباشد ، وى را با سخنان نرم دل خوش مىكردند و تسلى مىدادند ( 16 ) - الحاح كرد : بكسر اول و سكون دوم اصرار كرد ( 17 ) - كه : حرف ربط بمعنى اگر ، حافظ فرمايد : چكند كز پى دوران نرود چون پرگار * هر كه در دايرهء گردش ايام افتاد ( 18 ) - استبداد : خودكامگى كردن و برأى خود به كارى پرداختن ، مصدر باب استفعال ( 19 ) - جزاك . . . : خدا ترا پاداش نيك دهاد ( 20 ) - هول : بفتح اول و سكون دوم در اينجا بمعنى بيم‌آور و ترس‌آور ، به كار رفتن اسم ( هول ) بجاى صفت ( هايل ) براى مبالغه و تناهى در وصف ( 21 ) - عشوه‌آميز : آميخته با فريب ، صفت مركب ساخته‌شده از مادهء فعل امر بمعنى مفعولى ، سخنى موصوف ( 22 ) - كارى بزرگ افتاده : موصوف و صفت - معنى جمله : رويدادى سخت را آسان مىشمردند ( 23 ) - انكار مىآورد : شايد انكار آوردن يعنى قيافه انكار نشان دادن باشد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - انكار آوردن در لغت‌نامهء دهخدا بمعنى انكار كردن و نپذيرفتن ضبط شده و اين بيت از مسعود سعد به گواه اين معنى آورده